تبليغاتX
..: perspective :.. - 233

..: perspective :..

سلام به تو ای دنیای پوشالی
به تویی که دلفریبانه در دلم رخنه کرده و تمام پیرامونم را از حجم تباهی احاطه کرده ای. زیستن در لا به لای حضور تو فرصتی ست بس بزرگورانه که باید آن را غنیمت شمرد ... غنیمت شمرد برای دریافتن !
دریافتنی که سبب میشود به تعالی برسم! از دیدگاه من تعالی یعنی یک گام فراتر ... یک نفس آن طرف گود ... یک صدا از آن سوی پرتگاه که فرا می خواند .
شاید مانند آن صدایی که امشب مرا فرا خواند ... !
دنیایی که پروردگاری در پس پرده داشته باشد حقیقتا یک رمز وجودی نیز دارد بنام تعالی ! پروردگاری که سخاوتمندانه باری دگر مرا در آغوش پذیرفت ... نه اشکی بود و نه آهی و نه افسوسی ... همه چیز از مدت ها پیش مشخص بود و تنها حکمی لازم بود ! حکمی که امشب توسط یکی از مهربان ترین فرشتگانت ( که به اشتباه به لباس انسان در آورده ای ) برایم نازل شد ... او گفت و من لبخند زدم ! شاید عجیب بود اما ...
میان پنجره و دیدن همیشه فاصله ایست ... چرا نگاه نکردم ؟
+ در آغاز فصلی گرم باید تصمیم های بزرگی گرفت به وسعت آینده ... منشور زندگی ام را باید در آستانه ی بیست سالگی از نو بچینم با نگاهی به وسعت آینده!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/04/10ساعت 3:53  توسط سحرنوشت  |