دلی نیست ... دلتنگی نیز
زمین جایگاه ابلیس هاست ..
من نیز ذره ای خوی ابلیسی در خود جای داده ام
ذره ای که هر روز مولد ذرات دیگر است!
دیگر کسی تقویم جیبی اش را خط خطی نمی کند
دیگر از سبک و سنگین کردن روزها چه حاصل ؟!
پروردگارا !
نفرین نمیکنم ... ( در مرام ما نفرین جایی ندارد )
پروردگارا !
شکوه نمیکنم ... ( از شکوه چه حاصل ؟ )
پروردگارا !
به درگاهت استغاثه میکنم تا تنها یاورم تو باشی و دیگر هیج!
پروردگارا !
خوش خط و خال ترین موجوداتت ارزانی خودت باد...
اندکی از تو کافیست ...
اندکی اشک مرا بس است ...
و اندکی مناجات ...
یا رب !
تو دلتنگی هایت را به که گوئی ؟
تو که را یاور میدانی ؟
دستم را دراز میکنم ..
بگیر!
هر چند سهم اندکی ست لیکن تو به مانند ما ابلیس ها نیستی , رسم وفا دانی و سبو نشکنی ...!
(عصر جمعه - بدست سحر )


