از عذاب رفتن تو میسوزم تو اوج غربت
واسه بودن با تو ندارم یه لحظه فرصت
اینجا اشک تو چشامو به کسی نشون ندادم
اگه بشکنه غرورم خم به ابروم نمیارم
وقتی نیستی هر چی غصه ست تو صدامه
وقتی نیستی هر چی اشکه تو چشامه
از وقتی رفتی دارم هر ثانیه از غصه رفتنت میسوزم
کاشکی بودی و می دیدی که چی اوردی به روزم
حالا عکست تنها یادگار از تو
خاطراتت تنها باقی مونده از تو
وقتی نیستی یاد تو هر نفس اتیش میزنه به این وجودم
کاش از اول نمیدونستی من عاشق تو بودم
***********************************************
فکر کنم اگه اینجوری پیش بره تا چند روز دیگه پرونده مو میدن دستمو میگن برو بچه جون بشین خونتون درستو بخون و زحمت مدرسه اومدنم نکش( بهتر ) اخه سخته دیگه هر روز بخوای ساعت 6:30 از خواب بیدار بشی مخصوصا من که سال اول و دوم رو کلا شیفت ظهر بودم حالا امسال همش شیفت صبحم ... نتیجه ش این میشه که هفته ای حداقل 2 روز مدرسه نمیرم ... بعد از امتحانای ترم بود که مامانمو دعوت کردن بیاد مدرسه و من پیش مامانم و ناظممون تعهد دادم و امضا کردم که دیگه سر وقت میام و غیبت نمیکنم ولی تعهد کیلو چنده اخه فکرشو کن صبح زود هوای سرد و تاریک که همه گرفتن زیر پتو و با گرمای بخاری خوابیدن پاشی بری مدرسه ... دیشب برای اینکه امروز پیش یکی از بچه ها که باهاش سر درس کل دارم کلاس بزارمو مثلا داوطلب بشم برای درس جواب دادن تا ساعت 3 بیدار بودم و درس میخوندم به امید اینکه فردا حال طرفو میگیرم غافل از اینکه یه وقت چشامو باز کردمو دیدم ساعت 11 ظهره ... ای که چه ضد حالی خوردم... وحشتناکترین خوابی که هر شب میبینم چهره ناظممونه که هر روز صبح که میبینم سرشو با تاسف تکون میده میگه سحر خانوم از شما بعیده ... صبحا خودشو میبینم به صورت زنده شبا تو خواب تکرارشو ... خلاصه اگه امسالم تموم بشه دیگه راحت میشم
درسام زیاد شده واقعا کلافم کردن اخه من که بلد نیستم یه خط راست بکشم چطوری چند ماه باید طراحی کار کنم ولی خوب کاریش نمیشه کرد واسه هدفی که دارم باید کمی زحمت بکشم فقط کاشکی زحمتام نتیجه بده....
برای اینکه دیپلم بگیریم امسال باید یه فیلم کوتاه تو مدرسه درست کنیم که معلوم بشه تو این دو سال چی یاد گرفتیم منم که داستانویسم خوبه یه فیلمنامه توپ( تعریف نمیکنم خوب قشنگه دیگه ) نوشتم یه گروه 5 نفره ایم خودم شدم کارگردان نمیدونین چه حالی میده همش به همه دستور میدم ولی خودمونیم واقعا کار سختیه برای هر پلان چند ساعت تمرین میکنیم اخرشم اونی که میخوام نمیشه گفتن فیلمارو نیگا میکنیم اخر سر مال هر کی خوب شد میفرستیم برای جشنواره فیلم کوتاه منم بیشتر حساسیتم واسه همینه دوست دارم فیلممون اول بشه امیدوارم که بشه
شدیدا منتظر رسیدن چارشنبه سوریم ... از حالا رفتم دو تا ماهی قرمز کوشولوی خوشگل خریدم خیلی دوسشون دارم شدن دوستای من ...
خدایا پس چرا اینجوری میکنی من دلخوشی میخوام چیز زیادی نه فقط ازت یه روز برفی سرد میخوام نه از این برفا که امروز بارید و اصلا رو زمین ننشست از اون برفا میخوام که وقتی پامو میزارم روشون صدای خرد شدن بده از اون شبای برفی که پرده اتاقمو بکشم کنار و سکوت شب و بارش برفو نیگا کنم ... مامان امروز لباس زمستونیا رو جمع کرد اخه دیگه از سرد شدن هوا نا امید شده ولی من نه چون میدونم خدا جونم همیشه تو اون لحظه ای که انتظارشو نداریم یه دلخوشی کوچیک نشونمون میده ... خدایا منتظر این دلخوشی کوچیک هستم .
